محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
202
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه و گواهى مىدهم كه خدايى نيست جز خداى يكتا . آغاز ، او است كه پيش از او چيزى نيست و پايان همه اوست كه بىنهايت است . پندارها براى او صفتى نمىتوانند فراهم آورند و عقلها از درك كيفيّت او درماندهاند . نه جزئى براى او مىتوان تصوّر كرد و نه تبعيضپذير است و نه چشمها و قلبها مىتوانند او را به درستى فراگيرند . اى بندگان خدا از عبرتهاى سودمند پند پذيريد و از آيات روشنگر عبرت آموزيد . و از آنچه با بيان رسا شما را ترساندهاند ، بپرهيزيد و از يادآورىها و اندرزها سود ببريد ؛ آنچنان كه گويا چنگال مرگ در پيكر شما فرو رفته و رشته آرزوها و دلبستگىها قطع گرديده و سختىهاى مرگ و آغاز حركت به سوى قيامت به شما هجوم آورده است . آن روز كه « همراه هر كسى گواه و سوقدهندهاى است » سوقدهندهاى كه تا صحنه رستاخيز او را مىكشاند و شاهدى كه بر اعمال او گواهى مىدهد . در بهشت ، درجاتى از يكديگر برتر و جايگاههاى گوناگون و متفاوت وجود دارد كه نعمتهايش پايان ندارد و ساكنان آن هرگز خارج نگردند . ساكنان بهشت جاويد ، هرگز پير و فرسوده نگردند و گرفتار شدائد و سختى ها نخواهند شد . واژهشناسى الآى : جمع « آية » . السّواطع : جمع « ساطع » به معناى ظاهر و آشكار .